اومدیم… بعد از جند روز ننوشتن! وووه 🙂 البته هم خبری شد هم نشد… نمیدونم – هنوز نظام وظیفه نرفتم .. البته در دستور کار فردا میباشد 6 صبح میزنیم بیرون… 🙂 2 روز پیش سردردی به سراغم اومد که تا به همین امروز سابقه نداشت یعنی واقعا نیمکره چپ سر و صورتم می سوخت.. نمیدنم چم شده! هنوز هم یجوری حس میشه … دارم RadioHead گوش میدم.. نمیدونم یجور واسم آرامش ه … آروم میشم. / آقا این جریان چیه همه به فکر ازدواج مجدد افتادن!!! اول این رئیس جمهور فرانسه بعدش این پوتین هم دید کاره خوبیه رو دست سرکوزی بلند شده 🙂 ایوول! چه خبره؟:) توی این چند روز میخواستم یه کاری رو انجام بدم چندین بار رفتم و امروز تونستم … دیدم.. میخواستم حرف بزنم اما نشد 😦 زنگ زدم اما باز نشد… من چرا نمیتونم؟:(

حوصله ندارم… دلم میخواد همه عالم توی وجودم خراب بشه… دلم میخواد تا قبل از رفتن 1 بار باهاش حرف بزنم ….اه 😦

Advertisements