خوب … ما اومدیم … 🙂 این چند روز هی میخواستم بیام و Update کنم اما حسش نبود نمیدونم چرا!!! به هرحال… من روز 2 شنبه که گذشت رفتم بیمارستان ناجا .. چه مسخره بازی بود و اینا بماند… تازه شانس آوردم ساعت 7:30 اونجا بودم وگرنه که فکر کنم اصلا بهم نوبت نمی رسید! بعد از 2 ساعت قدم زدم در راه روهای بیمارستان ناجا تا نوبت بشه! و مثلا معاینه کردن – تشخیص دادن که منعی برای خدمت وجود ندارد… پس خوش اومدی! ایوول! گفت 1 ماه دیگه خودت برو نظام وظیفه… منم چون میخوام از شر این سربازی خلاص بشم توی این هفته میرم تکلیف کارا رو معلوم کنم! راحت! خسته شدم… بریم تموم بشه بتونم یه حرکت مثبت داشته باشیم 🙂 – امروز من رسما بیچاره گشتم… فرض کن ساعت 6:30 صبح بری شابدول … دوباره بر گردی! بعد دوباره ساعت 12 دوباره همین مسیر رو بری !! دوباره ساعت 5 عصر برگردی!!! بعد دوباره ساعت 7 بری تعمیرگاه.. بعد بری یه روتر رو تنظیم کنی و برگردی!! زندگی خیلی شیرین ه ها… نه ؟:) خسته ام… اما خوابم نمیاد… نمیدونم چرا – دیروز واسه یه موردی برنامه virtual pc رو ریختم و win xp و linux redhat نصب کردم کلی باحاله 🙂 خوشم اومد… اصولا اعتقادی به این برنامه ها نداشتم اما نظرم بگی نگی عوض شد! البته برنامه VMware هم بد نیست! ولی من خوشم نمیومد باهاش کار کنم! مسخره اومد….

2-3 روزه نشستم پای سیستم و مثلا دارم مرتب میکنم … فایل ها ی کامپیوتر رو! کلی البته چیزی در حدود 4 گیگ دیگه هم مونده … البته بجز فیلم و موسیقی!!! باید وقت بذارم:) توی هفته ی پیش بازی Worm world party رو ریختم اما متاسفانه روی ویندوز ویستا اجرا نمیشد!!! کلی حالم گرفته شد .. اما بعدش رفتم توی سایت ش هنوز تیم برنامه نویسی team17 روی بازیشون ساپورت داره و کار می کنه.. یکی از بهترین و عالی ترین بازی هائی هست که وجود داره و من کلی کیفور م.. خلاصه patch ش رو گرفتم و ریختیم و یه حرکتی هم زدیم این سی دی ش رو هی برای بازی نخواد و دیگه کلی لذت زندگی:) من این قدر لذت می برم…

هنوز درگیره طراحی شبکه ام.. ذهنم یکمی ریخته بهم نمیدونم چرا! یعنی روش نمیتونم مسلط بشم.. اما دارم تلاش خودم رو میکنم که بتونم یه نیتجه ای ازش بگیرم… امیدوارم البته 🙂 توی 2-3 روز دیگه تموم میشه… و اینکه دیاگرامش رو البته قسمتی رو اسکن میگیرم میذارم 🙂 security داداش باید حفظ بشه…

من دیشب خبری خوب از دوست جون خارج از کشور شنیدیم یعنی وقتی باهم حرف میزدیم توی یاهو.. از صمیم قلب براش بهترین آرزو ها رو میکنم… آرزو میکنم همیشه توی ارامش باشه و فکر میکنم بهش رسیده 🙂 جو جو اذیتت کرد یه داداشی داری ااا 🙂 زندگی رسم خوشایندی است…تا بی نهایت

فکر کنم امشب خوب می خوابم نمیدونم چرا این حس رو دارم:) البته فعلا کار دارم و باید انجام بدم… تا بعد ببینیم چی میشه:)

Advertisements