یه مشت سربازیم جون به کف!!!

اکتبر 25, 2008 at 9:55 ق.ظ | In حرف های خودمونی | Leave a Comment

من سربازی آموزشی ……….   سلام… آمدیم و داریم میریم.! بلاخره شروع شد! 2 هفته هم ازش گذشت! کمی سخت! سیستم تکاوری رو عشق است! و هوای لواسانات توپ و شبها قندیل! – 9 شب بخواب و 4:30 شب بپریم از خواب! چه فازی… 2 روز به ما مرخصی دادن با کلی چونه… اونقدر کار داشتم که نرسیدم بیام اینجا… امروز هم دوباره میرم… شاید بتونم هفته دیگه بیام! نمیدونم هنوز… باید تموم بشه و صبر میخواد اساسی… من فعلا خوبم… ژ-3 اسلحه خوفیه… هنوز نرفتیم میدون تیر! -هفته آینده اگه اومدم میام مینویسم … دلم واسه اینترنت تنگ بود و چیزای دیگه! :) خلاصه اینجوری… امروز هم 7 باید اونجا باشم… فعلا خوش باشید و لذت ببرید از دنیا و دعا بکنید برای من که زود زود تموم بشه و سختی هاش به چشم نیاد!

هنوز دیدگاهی نرسیده »

RSS برای دیدگاه‌های‌ این نوشته. URI دنبالک

دیدگاه‌تان را بنویسید:

XHTML: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>

وب‌نوشت در وردپرس.کام. | Theme: Pool by Borja Fernandez.
Entries and comments feeds.